کتاب سیوطی

کتاب سیوطی

56 درس از ابتدای سیوطی توسط استاد حجة الاسلام و المسلمین حسینی خراسانی تدریس شده است و استاد حجة الاسلام و المسلمین وافی در ادامه مباحث در 125 جلسه کتاب سیوطی را تدریس نموده اند. کتاب البهجة المرضیة فی شرح الألفیة نوشته جلال الدین سیوطی یکی از مهمترین کتب درسی حوزوی برای تدریس علم نحو می باشد.

تعداد دروس
تعداد دروس
174عدد
ترم
ترم
ترم 3
مدت آموزش
مدت آموزش
90:27 ساعت
پرسش و پاسخ
پرسش و پاسخ
انجمن تخصصی

نمونه ای از سرفصل های دروس

  • تعريف کلام
  • ادامه تعريف کلام
  • تعريف کلمه
  • علائم اسم
  • ادامه علائم اسم
  • علائم اسم و فعل
  • علائم فعل
  • اقسام فعل و علائم آن
  • معرب و مبني
  • ادامه معرب و مبني
  • توضیحات درس

  • معرفی استاد

  • پرسش و پاسخ

معرفی اجمالی:

در ترم اول و در معرفی درس نحو مقدماتی، مطالبی پیرامون معرفی علم نحو بیان شد که علاقه‌مندان برای آشنایی با این علم می‌توانند به آن مراجعه کنند.

 

معرفی کتاب:

«البهجه المرضیه علی ألفیه ابن مالک» یا «النهجه المرضیه»، تألیف جلال‌الدین عبدالرحمن سیوطی (متوفای ۹۱۱ ق) است. این کتاب یکی از مشهورترین شرح‌های مزجی بر اشعار الفیه ابن مالک است. الفیه ابن مالک، شامل هزار بیت شعر با موضوع ادبیات عرب و علم نحو است. این اشعار را محمد بن عبدالله، ملقب به ابن مالک (متوفی ۶۷۲ ه‍.ق) سروده‌ است. سیوطی در تلاش است تا در کتاب بهجه المرضیه، مشکلات و سختی‌های اشعار را بر دیگر طالبان علم نحو روشن نماید. به این صورت که وی به صورت شرح مزجی، اقدام به شرح تک تک ابیات این شاعر نامی نموده‌ است. این کتاب (یا شرح ابن عقیل که جانشین این کتاب است) معمولا در پایه دوم حوزه تدریس می‌شود. به‌ طور کلی این شرح از قدیم تاکنون علی‌رغم وجود کتاب‌های جدیدی که در زمینه ادبیات عرب توسط علما و ادبای عرب و غیر عرب نگاشته شده، هنوز هم به‌ عنوان مهم‌ترین کتاب درسی در حوزه شمرده می‌شود. کتاب حاضر از بدو نگارش، مورد توجه خاص دانشمندان، زبان‌دانان و دانش‌پژوهان ادب عربی واقع شده و در حوزه‌های علمیه مورد تدریس و تدرس و استفاده بوده است. به دلیل این‌که مطالب کتاب، علمی بوده و گاه پیچیدگی‌های عبارتی داشته، از طرف ادیبان و نحویان، تاکنون بیش از صد شرح و حاشیه بر آن نگاشته شده است. مانند:

مکررات المدرس و شرح السیوطی، مدرس افغانی

الطریقه النقیه، نقی نظری منفرد

المباحث النحویه و شرح سیوطی، سید محمد جواد ذهنی

فوائد الحجتیه، حجت هاشمی خراسانی

ترجمه شرح سیوطی، سید علی همدانی و علی اکبر میرزایی

شرح فارسی بهجه المرضیه، بهنام نوروزی

 

درباره این کتاب می‌توان به این نکات اشاره نمود:

اول: این شرح، طبق گفته خود سیوطی، شرحی لطیف و ظریف است به شکل شرح مزجی، که با متن الفیه ترکیب یافته است.

دوم: دومین ویژگی این شرح عبارت است از نکته‌های جالب ادبی که نسبت به شروح دیگری که در همان زمان نوشته شده، بارزتر و قابل توجه‌تر است.

سوم: این اثر با شرح خطبه الفیه شروع شده و شارح نکاتی را پیرامون این خطبه شرح داده است و با شرح مباحث مختلف نحوی و صرفی ادامه یافته و با بحث ادغام به پایان رسیده است.

چهارم: شارح هم‌چون دیگر نحویون برای بیان قواعد وارده در ابیات الفیه به شواهد چهارگانه قرآن کریم، حدیث شریف، کلام قابل اعتماد عرب و شعر عربی قدیم در موقعیت‌های گوناگون تمسک جسته است.

پنجم: این شرح به‌دور از هرگونه اطناب و در جهت اهداف تعلیمی نگاشته شده و عبارات متن (ابیات الفیه) با شرح به‌ گونه‌ای تفکیک‌ناپذیر آمیخته است.

کتاب حاضر با تحقیق و پاورقی مصطفی حسینی دشتی منتشر شده است. بیشتر پاورقی‌های کتاب، گاه به توضیح عبارات دشوار کتاب مربوط می‌شود، گاه به رد دیدگاه شارح و حتی گاه به طعن و کنایه به او.

 

منظور از شرح مزجی چیست؟

اگر مطلبی را به گونه‌ای توضیح، تفسیر و شرح دهند که تفکیک و تشخیص شرح و توضیح از متن اصلی ممکن نباشد (مگر به واسطه نشانه‌های قرار دادی مثل پرانتز و...) آن را شرح مزجی گویند. در میان علمای شیعه، اولین کسی که شرح مزجی نوشت، شهید ثانی علیه الرحمه (۹۱۱-۹۵۵ یا ۹۶۵ ق) است.

 

محتوای کتاب:

عناوین کلی مباحث این کتاب به شرح زیر است:

مقدمه شارح، خطبه مولف، کلام و آن‌چه کلام از آن تشکیل می‌شود، معرب و مبنی، معرفه و نکره، باب ابتداء، نواسخ مبتداء، باب فاعل، باب نائب فاعل، باب اشتغال، باب فعل لازم و متعدی، باب تنازع، باب مفاعیل پنج‌گانه، باب استثناء، باب حال، باب تمییز، باب حروف جر، باب اضافه، باب عمل مصدر، باب عمل اسم فاعل، باب ابنیه مصادر، باب عمل صفت مشبهه، باب فعل تعجب، باب افعال مدح و ذم (نِعم و بئس)، باب افعل تفضیل، باب توابع، باب منادی، باب اسماء افعال و اصوات، باب نون تاکید، باب مالاینصرف، باب اعراب فعل، باب إخبار به الّذی و فروعش و الف و لام موصوله، باب اسماء اعداد، باب حکایت، باب تانیث، باب مقصور و ممدود، باب جمع مکسّر، باب تصغیر، باب نسب، باب وقف، باب الاماله، باب تصریف، باب ابدال و باب ادغام.

  • سلام عليكم، در مورد غايات سوالي داشتم. غايات ٥ حالات دارند كه يك حالت ان محال است و يك حالت مبني و سه حالت باقي مانده معرب است. در علت مبني بودن گفته ميشود: وقتي لفظ مضاف اليه محذوف باشد ولي لفظ را در تقدير نگيريم و فقط معني را در تقدير بگيريم، ان حرف مقدر در اضافه نميتواند بر مضاف اليه داخل شود چون لفظ را در تقدير نگرفتيم. انگاه مضاف متضمن معناي حرفي ميشود و سپس ميني ميشود. چند سوال مطرح است: ١.اين نظر فقط يك عده از نحويون است كه عامل مضاف اليه حرف جر مقدر است و در غايات مضاف ، متضمن ان حرف ميشود، ولي مشهور اين است كه حرف جري در تقدير نيست و خود مضاف عامل مضاف اليه است ثانيا، چرا بعد حذف مضاف اليه، مضاف متضمن معناي حرفي ميشود، چرا قبل از حذف مضاف هيچكدام متضمن معناي حرفي نيستند؟ خلاصه اينكه بنده كامل متوجه نميشوم چرا ان يك حالت مبني است

    مشاهده جواب
  • با توجه به عبارت: فإن لم تقع في الاول لم تكسر. در جمله‌ی "جاءني الذي في ظني أنه فاضل" به نظر ميرسد أنه فاضل مبتدا و في ظني خبر است اگر مبتدا را مقدم كنيم ايا ميتوان گفت "الذي أنه فاضل في ظني" و همزه أن را مفتوح كنيم حال انكه در بدء صله واقع شده است؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم ١.در مبحث إنّ و اخواتها سيوطي، گفته شده كسره ميگيرد "اذا وقعت في بدء صلة أي أولّها نحو ما إنّ مفاتحَه" در آيه "فو رب السماء و الارض إنه لحق مثل ما أنّكم تنطقون" ايا "ما" موصول است و اگر موصول است چرا أنّ بعد آن مفتوح شده است؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم در بخش مبتدا و خبر كتاب سيوطي، در حديث " لولا قومك حديثو عهد بالاسلام لهدمت الكعبة و جعلت لها بابين" طبق نظر ميرزا ابوطالب در حاشيه كتاب، گويا "عهد" تمييز براي "حديثون" ميباشد و مميز به تمييز اضافه شده است. سوال بنده اين است كه ايا هميشه ميتوانيم مميز را به تمييز اضافه كنيم و دليل اضافه كردن چيست؟ ايا تغييري در معنا ايجاد ميكند؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم در كتاب سيوطي در بخش باب نواسخ الابتدا در شعر "و ما كل من يبدي البشاشة كائنا/ أخاك اذا لم تلفه لك منجدا" چرا كائنا منصوب است؟ ايا به خاطر اين است كه در اينجا "ما" شبيه به ليس هست و خبر آن منصوب است؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم در كتاب سيوطي بخش باب نواسخ الابتدا در مثال"كان طعامك زيد آكلا" طعامك معمول آكلا است. در كتاب صمديه تذكر داده شد كه شرط عمل اسم فاعل اين است كه زمان ان گذشته نباشد و در ايه "و كلبهم باسط ذراعيه..." چون حكايت بود جواب از اشكال داده شد. ولي در اين مثال زمان آكلا گذشته است و عمل هم كرده و از باب حكايت هم نيست. علت ان چيست؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم، در عبارت سيوطي، " و منه أي و من المبني ذو فتح ..... فذو الفتح كأين" چرا در اولي براي فتح ال نياورد ولي براي دومين فتح ال اورد؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم، در جمله " و الاصل في المبني أن يسكّن" اگر بخواهيم أن را حذف كنيم و به جاي فعل بعد از ان مصدر اضافه كنيم ايا درست است بگوييم "و الاصل في المبني تسكينه"؟ فقط يه اشكال گويا موجود است كه يُسَكّن مجهول است ولي تسكين مجهول نيست. چگونه مصدر مجهول ميتوان ساخت؟

    مشاهده جواب
  • در بخش معرب و مبني كتاب سيوطي در عبارت "و الاسم منه أي بعضه متمكن و هو معرب جار علي الاصل" كلمه "جار" را ميتوان هم خبر دوم براي هو و هم حال در نظر گرفت بدين معني كه ان معرب است در حالي كه جاري بر اصل است؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم. در كتاب سيوطي در عبارت "و استثني منه في شرح التسهيل نقلا عن سيبويه و غيره بمفيد ما لا يجهله أحد" نقش حرف اضافه "باء" در كلمه "بمفيد" چيست؟ اگر باء نبود ميتوانستيم بگوييم "مفيد" مفعول فعل استثني هست. در ترجمه ميشد استثني كرد از كلام، مفيدي كه أحدي به ان جاهل نيست. ايا "باء" زائده است؟ در این عبارت "باء" در "بمفید" سببیه می باشد و اگر حذف شود در معنی خلل ایجاد می شود ترجمه عبارت این است : مصنف ، در شرح تسهیل و غیر مصنف ، به واسطه ( به سبب ) لفظ "مفید" از کلام استثنا کرده است کلامی را که متکلم به آن جاهل نیست

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم. در اين عبارت از كتاب سيوطي: تقرب هذه الالفية لأفهام الطالبين الأقصي أي الأبعد من غوامض المسائل سوالي در مورد ترجمه الاقصي و الابعد داشتم كه مرتبط با ال موصوله است. ميدانيم كه ال موصوله فقط بر اسم فاعل و مفعول ميايد و امدنش بر سر صفت مشبهه هم اختلافي است. حال كه ال موصوله بر افعل تفضيل داخل نميشود، اين عبارت را چگونه ترجمه كنيم؟ اگر بگوييم " اين الفيه نزديك ميكند براي فهم دانشجويان آن چيزي كه دور است " بايد غلط باشد چون " آن چيزي كه" استفاده كرديم و اين عبارت براي موصول استفاده ميشود حال انكه "ال" اينجا نميتواند موصول باشد. ترجمه عبارت به چه شكل خواهد شد؟ مسأله ديگر اينكه، اين "ال" چه نوع ال است؟ ايا ال عهديه است؟ با تشكر

    مشاهده جواب
  • ببخشید کلمه ی آخَرین مفردش آخَر (به فتح خاء) هست و اسم تفضیل می باشد. آخر : دیگر آخرین : یعنی دیگران چرا آخر اسم تفضیل هست در حالی که معنی تفضیلی (تر/ترین) ندارد؟!!!

    مشاهده جواب
  • لفظ "کل" در ترجمه، (هر) و (همه) ترجمه می شود ،کاربرد "کل" چگونه است که به دو تعبیر مختلف معنی می شود؟

    مشاهده جواب
  • سلام عليكم. در كتاب سيوطي در مورد اسم موصول "الذين" آمده: "الذين للعاقل فقط ". در آيه إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۱۷﴾ الذين مربوط به اوثان است كه از چوب و سنگ ساخته شده اند و عاقل نيستند. چرا قران براي بت ها و اوثان از الذين استفاده كرده در حالي كه انها عاقل نيستند؟

    مشاهده جواب
  • سلام و خداقوت، جسارتا خلاصه ها فقط تا جلسه 56 گذاشته شده. بقیه اگر موجود هست بگذارید لطفا. خیلی متشکر...

    مشاهده جواب
  • سلام و خدا قوت، منبع رو معرفی می کنید دقیقا؟ بنده از سایت tmd.ir سیوطی جدید رو دانلود کردم، اما تفاوت هایی با تدریس شما وجود داره. تشکر.

    مشاهده جواب
برای ارسال سوال لطفا وارد شوید.
  • برای مطالعه دروس
    ثبت نام کنید!
×
کارایی بهتر در اپلیکیشن
ارتباط با ما