پیک صبا دارد به لب از شوق دیدار این سخن
بادا مبارک مقدمت یا سیدی یابن الحسن (عج)

  بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

  وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ «قصص۵» و ما بر آن هستیم كه بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.

  به استناد میراث گهرباری که در طول سالیان سال، با زحمات فراوانِ تلاشگران عرصه علم حدیث، به دست ما رسیده است؛ ما معتقدیم که اگر زمین بدون حجت بماند؛ اهل خود را از بین خواهد بُرد.

  به همین دلیل خدای متعال، از ابتدای خلقت انسان، زمین را بدون راهنما رها نکرده است. بلکه صد و بیست و چهار هزار رسول الهی را برای هدایت بشریت بسوی زمین فروفرستاده تا راه و رسم زندگانی را برای بندگان، تبیین کنند و سعادت دنیا و عُقبایشان را تضمین نمایند.

  پس از بعثت رسول گرامی اسلام، آخرین فرستادهٔ الهی نیز به وظایف خویش عمل کرده و پروندهٔ نبوّت را خاتمه داد و امر هدایت خلق را طبق دستور خداوند متعال به جانشینان خود واگذار نمود و مردم را به مودّت و تبعیّت از ایشان، امر فرمود...

  ولی افسوس و صد افسوس که این امّت ، غرق در غفلت و‌ جهالت گردیده، جایگاه اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را انکار و حق ایشان را غصب کرده و از هیچ ظلم و ستمی دریغ ننمودند و گویا بنا به فرموده قرآن کریم نسبت به رتبه و مقام این بزرگواران و بی‌نظیران، حسادت کردند و چشم دیدن این همه برتری را نداشتند... 

  أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَآ آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ«نساء۵۴» آیا بر مردم به خاطر نعمتی كه خدا از فضل خویش به آنان ارزانی داشته حسد می‌برند؟

  پس از این، اراده خداوند متعال به غیبت و پرده نشینی خاتم الاوصیاء یعنی آخرین جانشین خاتم الانبیاء تعلّق گرفت. بگونه‌ای که ولادتش مانند ولادت حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام رقم خورد. زیرا همانگونه که فرعونیان با تمام قوا سعی داشتند تا مانع ولادت کلیم الله شوند؛ عباسیان نیز نمیخواستند بر هم‌زنندهٔ تاج و تختشان متولد شود!
  لکن هم فرعونیان و هم عباسیان نمیدانستند که: 
  إِنَّمَآ أَمْرُهُٓ إِذَآ أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ «یس۸۲» چون بخواهد چیزی را محقّق کند، فرمانش این است كه می‌گوید: موجود شو، پس موجود می‌شود!

  پس از گذشت ۲۵۵ سال از هجرت رسول مکرم اسلام، زمان آن رسید که به وعده الهی، نابود کننده ظلم و ستم و برپا کننده عدالت در سراسر گیتی و تنها کسی که قرار است زحمات چند هزار ساله انبیاء و اوصیاء الهی را به ثمر بنشاند و حاکمیت جهان هستی را به عهده گیرد به صورت کاملا مخفیانه متولد شود و نقشه‌های شوم حسودان و ستمگران و معاندان، نقش بر آب گردد.

  غروب پنج‌شنبه چهاردهم ماه شعبان بود‌، حکیمه خاتون علیهاالسلام میگوید نزد امام عسکری علیه‌السلام رفتم و طبق روال گذشته دعا کردم خدا به او فرزندی عنایت کند. امام عسکری علیه‌السلام فرمودند: عمه جان امشب نزد ما بمان که دعایت مستجاب خواهد شد ..‌.
  من که هیچ اثری از حمل در وجود نرجس خاتون سلام‌الله‌علیها مشاهده نمی‌کردم، بسیار شگفت‌زده شدم. در همین هنگام امام عسکری علیه‌السلام فرمودند: عمه جان! هنگام سپیده دم صبح، اثر بارداری در او ظاهر می‌شود...
  هنگام طلوع فجر صادق در حالی که من نزد نرجس خاتون بودم، کلام امام به حقیقت پیوست و درد زایمان آغاز شد. امام از درون خانه صدا زد: عمه جان سوره قدر را بر او بخوان. شروع به خواندن سورهٔ قدر کردم با تعجب شنیدم که طفل داخل رحم نیز هم زمان با من سوره را قرائت می‌کند. غرق شگفتی بودم که امام با صدای بلند فرمود: عمه از امر خدا تعجب نکن که خداوند زبان ما را در کودکی به حکمت باز کرده و در بزرگی ما را حجت خویش در زمین قرار داده است ، هنوز کلام امام به پایان نرسیده بود که نرجس خاتون از نظرم ناپدید شد!
  وحشت زده به نزد امام رفتم و حضرت فرمود عمه برگرد او را در جای خود خواهی دید با تعجب برگشتم، وقتی وارد اطاق شدم دیدم نوری از نرجس خاتون سلام‌الله‌علیها می درخشد که چشم‌ها را خیره می‌کند...

  آری مهدی این امت به دنیا آمد و جهان را غرق نور کرد و لرزه بر اندام طاغوتیان انداخت!


حکیمه خاتون می‌گوید: فرزند پاک و پاکیزه‌ای را دیدم که بر بازوی راستش نوشته شده:
«جَآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» و در حالی که مواضع سجود را بر زمین گذاشته و انگشت سبابه را به سمت آسمان گرفته میگوید: 
«أَشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّا الله وَ اَشْهَدُ أنَّ جَدِّی رَسول الله وَاَشْهَدُ أنَّ أبی امیرالمؤمنین» سپس نام یکایک امامان را برشمرد تا به نام مبارک خود رسید، آن گاه به درگاه الهی عرضه داشت:

«اَللّهُمَّ اَنْجِزْ لی وَعْدی، وَ اَتْمِمْ لی اَمْری، و ثَبِّتْ وَطْاتَی، وَ امْلأ الأرضَ بی عَدْلًا و قِسْطاً؛  خداوندا، وعده نصرتی را که به من داده ای به آن وفا کن، و امر خلافت و امامت مرا تمام کن، و تسلّط بر زمین و انتقام از دشمنانم را برای من ثابت و استوار گردان، و سراسر زمین را، به وسیله من پر از عدل و داد کن.»
  مولود مبارک را نزد امام عسکری علیه‌السلام بردم وقتی مقابل پدر قرار گرفت سلام کرد...  امام او را از من گرفت و به او فرمود: بخوان!  طفل شروع به خواندن آیاتی از کتب آسمانی نمود تا به این آیه رسید...
  وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ...