سلام بر پیشوایی که «جود»، قطره‌ای است در وسعت وجود بی‌انتهایش و «علم» غنچه‌ای از گلستان عطرآگین وجودش، و «حلم» گوهری است از گنجینه درخشان فضایلش.
امروز دل‌های بی‌قرار شیعیان در سوگ نهمین فروغ امامت، سرود غم می‌خواند. 


آری به‌راستی رهبران شیعه مظلوم‌ترین زعیمان دین‌اند. پیشینه شیعه، اندوه حیدر است و تشیع، نوزاد شکستن پهلوی کبودترین یاس هستی. شیعه، زاده ناله‌های شبانه مردی است که از فرط بی‌کسی در نخلستان‌های کوفه می‌گریست. تشیّع، در اندوه حسن، جان گرفت و در کارزار دشوار کربلا ریشه دوانید. غم غربت ستارگان خاندان امیرالمومنین علیه‌السلام، برای همیشه تاریخ بر دوش شیعه سنگینی می‌کند. 
و چه غصه‌دار است برای شیعه حرم بی‌زائر کاظمین.
آنجا که دو خورشید از کهکشان شیعه نهان است و چه غم‌بار است برای شیعه، یاد انگور زهرآگین امّ فضل که سینه پاک‌ترین آفریده خدا را به آتش کشید. 


امروز، در عزای نهمین امام خویش سر بر دیوار غم، خواهیم گریست و با خدایمان نجوا خواهیم کرد که: «خدایا! بر جوادالائمه بسیار بسیار درود فرست آن گونه که بر برترین اولیای خویش فرستادی». 
نام ایشان هم نام جد بزرگوارشان محمد و كنيه آن حضرت ابوجعفر و القاب مبارکشان جواد، تقی، قانع، عالم، منتجب و مرتضی می‌باشد و در ميان مردم به ابن‌الرضا معروف بودند. عنوان ابن‌ الرضا آن قدر مشهور و محبوب بود كه فرزندان امام جواد و امام هادی علیهما‌السلام را نيز به همين عنوان می‌شناختند. مثلاً به امام هادی علیه‌السلام به جای آنكه ابن‌الجواد گفته شود ابن‌ الرضا گفته می‌شد و نيز به امام حسن عسکری عليه‌السلام لقب ابن‌ الرضا داده بودند. در حقیقت عظمت مقام و شخصيت آقا علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا صلوات‌الله‌عليه آنقدر قوی و فراگیر بود كه نام ایشان را همچون نام رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در دودمان نبوت برقرار داشت. به همان ترتيب كه فرزندان رسول‌ الله صلی‌الله‌علیه‌وآله را نسل در نسل يا بن‌ رسول‌ الله خطاب می‌کردند، فرزندان امام رضا علیه‌السلام را هم ابن‌ الرضا می‌خواندند.


امام علی‌ بن‌ موسی‌ بن‌ جعفر بن‌ محمّد بن‌ علی‌ بن‌ الحسین‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌ طالب علیهم‌السلام پدر بزرگوار امام جواد علیه‌السلام در دوران حیاتشان در میان مردم از چنان عظمتی برخوردار بودند که آوازۀ فضل و دانش ایشان در همه آفاق جهان اسلام طنین‌انداز بود تا آنجا که حتی مخالفان آن حضرت، چونان شیعیان و هواخواهان، به یکسان، زبان به ستایش ایشان‌ می‌گشودند. ایشان رضا بودند؛ چرا که هم خالق، به امامت و حجیت ایشان رضایت داشت و هم مردم ایشان را به عنوان سالار و پیشوای خود پذیرفته بودند.


شيخ مفيد رضوان‌الله‌تعالی‌عليه می‌فرمايد: «و مضی الرضا علي‌ بن‌ موسی عليه‌السلام و لم يترك ولدا نعلمه الا ابنه الامام بعده ابا جعفر محمد بن‌ علي عليه‌السلام». حضرت رضا عليه‌السلام رحلت فرمودند و فرزندی نداشتند كه ما مطلع باشيم مگر پسرشان، امام بعدشان أبا‌ جعفر محمد بن‌ علی جوادالائمه عليه‌السلام.


كليم بن عمران می‌گويد: به امام رضا عليه‌السلام عرض كردم دعا كنيد كه خداوند به شما فرزندی عنايت فرمايد. امام در پاسخ فرمودند: «انما ارزق ولدا واحدا و هو يرثني» خداوند تنها يك فرزند به من عطا می‌كند كه وارث من و امام پس از من خواهد بود.


حضرت جواد علیه‌السلام از بدو تولد مورد توجه خاص پدر بزرگوارشان حضرت رضا عليه‌السلام بودند؛ به‌حدی كه در تاريخ منقول است: «و كان طول ليلة يناغيه في مهده» يعنی: حضرت رضا عليه‌السلام شبها تا به صبح با فرزندشان (در حاليكه نوزادی بيش نبودند) در گهواره، صحبت می‌‌فرمودند. 


مادر امام جواد صلواة‌الله‌وسلامه‌علیه از خاندان «ماریه‌ی قبطیه» همسر حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله بودند نام ایشان سبیکه نوبیه بود و امام رضا علیه‌السلام ایشان را «خیزران» نامیدند. حضرت رسول‌ اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره ایشان فرمودند:
«بأبي ابن الخيرة الاماء النوبية الطيبة» پدرم به قربان پسر بهترين كنيزان باد كه از اهل نوبه و پاكيزه است.


مسعودی می‌نويسد: مادر امام جواد عليه‌السلام افضل زنان عصر خويش بود. هنگامی‌كه اين فرزند از ایشان متولد شد، امام رضا عليه‌السلام فرمودند: خداوند به من فرزندی را ارزانی داشت كه شبيه موسی‌ بن‌ عمران است كه درياها را می‌شكافت و مانند عيسی‌‌ بن‌ مريم است كه مادرش مقدسه است. او طاهر و مطهر آفريده شده و اين فرزند، عمر كوتاهی دارد و به سَم جفا مسموم خواهد شد. آنگاه فرمودند: «هذا المولود الذي لم يولد مولود أعظم بركة منه»این مولودی است که با برکت‌تر از او به دنیا نیامده است. 


این بانوی با عظمت به جمیع کمالات و شرف دست یافته بود و اصل و فرع فضیلت در ایشان جمع گشته بود. گریزی از این نیست که مادر امام علیه‌السلام، در سلک مادران اوصیاء پیامبران باشد. آنانکه خداوند عالمیان، از طینتی پاک ایشان را آفریده و دور از آلودگیها نگاهشان داشته است و چگونه چنین نباشد،در حالیکه حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمایند: «لم یزل الله ینقلنی و الاوصیاء من ذریتی من اصلاب الطاهرین الی ارحام المطهرات لم یخالطنا نجس الشرک و لا سفاح الکفر» خدای تعالی، من و اوصیاء از فرزندان مرا از صلب مردان پاک به رحم زنان پاک منتقل می‌فرمود، بطوری که نجاست و شرک و تباهی‌های کفر با ما نیامیخت.


امام نهم و معصوم يازدهم اسلام ابوجعفر محمد التقی الجواد علیه‌السلام پنج ساله بودند كه پدرشان امام ابوالحسن‌ علی‌ الرضا صلوات‌الله‌عليه از عربستان به ايران نزول اجلال فرمودند و در سال ۲۰۳ هجری كه امام رضا عليه‌السلام در طوس به شهادت رسيدند، امام جواد علیه‌السلام كودكی هفت‌ ساله بودند. ایشان هفت سال بيشتر نداشتند كه به مقام امامت رسیدند وچه جای تعجب است؛ همانگونه كه خداوند حضرت يحیی علیه‌السلام را در كودكی به نبوت برگزيد: «و آتیناه الحكم صبيا» و نيز عيسی‌ مسيح‌ علی‌ نبينا و آله‌ و عليه الصلوات‌ و السلام در آن لحظه كه از مادر به دنيا آمدند؛ به روايت قرآن كريم چنين گفتند: «اني عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبياً» ایشان نیز درکودکی از جانب خداوند متعال‌ به مقام امامت منصوب گشتند.


مأمون در سال ۲۰۴ هجری وارد بغداد شد و امام جواد علیه‌السلام را كه بنا به برخی از روايات سن مباركشان در اين دوران ۱۰ سال بيش نبود، از مدينه به بغداد فرا خواند و سياست پيشين خويش را در محدود ساختن امام رضا علیه‌السلام در خصوص امام جواد علیه‌السلام‌ نيز استمرار داد. ترس از علويان و محبت اهل‌بيت علیهم‌السلام در دل مسلمانان از يك سو و متهم بودن وی در به شهادت رساندن امام رضا علیه‌السلام در جهان اسلام از سوی ديگر، وی را بر آن داشت تا با به تزويج در آوردن دختر خويش‌ ام‌الفضل، ضمن تبرئه‌ی خويش و استمرار حركت عوام‌فريبانه در دوست داشتن اهل بيت علیه‌السلام، پايه‌های حكومت خويش را مستحكم سازد.


اين حركت مأمون چون سپردن ولايت عهدی به امام رضا علیه‌السلام مورد اعتراض بزرگان بنی‌عباس قرار گرفت. اما مشاهده‌ی علم و درايت حضرت جواد علیه‌السلام در همان سن، آنان را به قبول اين ازدواج ترغيب نمود. امام جواد علیه‌السلام شرايط خود را همان شرايط پدر خويش ديدند. از اين رو با پذيرش ازدواج با‌ ام‌الفضل، نقشه‌ی پليد مأمون را در به قتل رساندن وی و شيعيان، از صفحه‌ی ذهن مأمون زدودند. ایشان كه به خوبی از سياستها و نقشه‌های مأمون در بهره‌برداری از جايگاه دينی و اجتماعی خود باخبر بودند؛ پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدينه بازگشتند و تا سال شهادت خويش در آنجا اقامت گزیدند. مأمون در سال ۲۱۸ق در مسير حركت به سوی جنگ با روم، مرد. با وجود تمايل سپاه و سران بنی‌عباس به خلافت عباس فرزند مأمون، عباس بنا بر وصيت پدر با عمويش ابواسحاق‌ معتصم بيعت كرد. معتصم هشتمين خليفه‌ی عباسی، پس از ورود به بغداد، امام جواد علیه‌السلام را از مدينه به بغداد فرا خواند. حضرت در سال ۲۱۸ پس از معرفی امام هادی علیه‌السلام به جانشينی خود، به همراه‌ ام‌الفضل به بغداد رفتند. در اين سفر، حضرت با شخصيتی متفاوت از مأمون روبرو شدند، شخصيتی با روحيه‌ی نظامی‌گری و فاقد بينش علمی. معتصم كه مايه‌های حيله‌گری و عوام‌فريبی‌های مأمون را در خود نداشت، موضع‌گيری متضاد با اهل‌بيت علیهم‌السلام را در بين مردم آشكار ساخت. امام علیه‌السلام در دو سال آخر عمر خويش تحت نظارت شديدتر دستگاه امنيتی و نظامی معتصم قرار گرفتند. از اين رو، شرايط امام جواد علیه‌السلام به گونه‌ای شد كه حضرت توسط معجزات و كرامات و شركت در جلسات علمی، امامت خود را به ديگران به اثبات می‌رساندند. امام جواد علیه‌السلام در طول زندگی پربار اما كوتاه خويش بر آن بودند تا ارتباط با مردم را حتی در سخت‌ترين شرايط حفظ كنند و با بذل و بخشش به فقرا و مساكين، كرامت اهل‌بيت علیه‌السلام را به اثبات رسانند. ایشان اين سيره‌ی خويش را به امر پدر بزرگوارشان آغاز و به انجام رساندند. امام رضا علیه‌السلام در يكی از نامه‌های خود به حضرت جواد علیه‌السلام فرمودند: «به من خبر رسيده است كه ملازمان تو، هنگامی‌كه سوار میشوی از روی بخل تو را از در كوچك بيرون می‌برند تا از تو خيری به كسی نرسد، تو را به حق خودم بر تو، سوگند می‌دهم كه از در بزرگ بيرون آیی‌ و به همراه خود زر و سيم داشته باش تا به نيازمندان و محتاجان عطا كنی»؛ و اين آغاز يك حركت مردمی، معنوی و انسانی بود كه به استحكام پايگاه مردمی حضرت منجر شد و دستگاه بنی‌عباس را از نام «جواد» به معنای بخشنده، به هراس وا داشت. هر چند دوران زندگی و امامت آن امام هُمام بسیار کوتاه بود اما جلای دین بود و شکوه آیین.


ایشان در سن کودکی، پس از شهادت پدر بزرگوارشان حضرت علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا علیه‌السلام ردای امامت به دوش گرفتند و مفهوم امامت و خلافت انسانی در اندیشه توده شیعی تغییر دادند.


امام محمدتقی علیه‌السلام نهمین پیشوای شیعیان جهان، در ذیقعده سال ۲۲۰ هجری در عنفوان جوانی و در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسیدند. شخصیّت حسد برانگیز امام جواد علیه‌السلام چنان بود که دستگاه خلافت، از حضور آن‌ حضرت در مدینه بیمناک بود و از به هم پیوستن قطرات ولایت هواداران به دریای «ولایت تَقَوِیّه» هراس داشت. این بود که جواد الائمه علیه‌السلام را از مدینه به بغداد احضار کردند. «ام‌الفضل»، دختر مأمون که همسر امام بود، همراهشان به بغداد آمد. محدث قمی رضوان‌الله‌تعالی‌عليه می‌فرمايد: مشهور آن است كه همسر امام عليه‌السلام دختر مأمون لعنةالله‌عليهما به تحريك برادر مأمون يعنی معتصم‌ عباسی آن بزرگوار را مسموم كرد. معتصم زهری برای ام‌الفضل فرستاد كه داخل طعام و خوراك حضرت كند،. ام‌الفضل انگور رازقی را زهرآلوده كرد و برای امام عليه‌السلام آورد و امام به محض تناول اثر زهر را در بدن خويش مشاهده فرمودند. 


آه... که این زهر، چه جگرهایی را از آل رسول دریده و سوخته است: از امام مجتبی علیه‌السلام تا حضرت کاظم و امام رضا علیهما‌السلام.. 
از روزی که امام در هفت سالگی داغ پدر دید و به سوگ «ثامن الائمه» نشست، تا امروز که غریبانه در بغداد جان می‌سپارد، حدود نوزده سال می‌گذرد. 


چه سال‌های پر‌آشوب، متلاطم و خفقان باری! 
امام در خردسالی به امامت رسیدند؛ در نوجوانی، رهگشای معضلات فکری، فقهی و اعتقادی امّت بودند و دشوارترین پرسش‌ها را بی‌درنگ پاسخ می‌دادند. 
و چرا نه؟ که علمشان الهی بود و وصل به دریای بیکران وحی. در این خاندان، ملاک امامت و پیشوایی، علم و فضل بود، نه سن و سال و موقعیّت و مال. 
سرانجام، این حجّت الهی، اهل ولا را به هجران خویش مبتلا ساختند و با شهادتشان دل‌های شیعه را به سوگ نشاندند و پشت مرقد جدّشان موسی‌ بن‌ جعفر علیه‌السلام مدفون گشتند. 


اکنون «کاظمین» مدفن آن دو خورشید است و دو گنبد طلایی این حرم نورانی، دو شاهد تابان بر دو آفتاب درخشانی است که در آن قطعه از خاک عراق آرمیده‌اند. 
و کدام دل است که به شوق زیارت آن دو حرم نتپد؟ 
و کدام دیده است که بر مظلومیّت آن شهید جوان نگرید؟ 
سلام بر امام محمّدتقی علیه‌السلام که جواد امامان و امام اهل‌ جود است.


به یاد آید و سوزد ز پای تا سر من 
غم مصیبت چون آذر امام جواد 


فکنده در مه ذیقعده آتشی به جهان 
غم مصیبت چون اخگر امام جواد


فغان ز کینه و بیداد و ظلم‌ ام‌الفضل 
که بود زوجه‌ی بد اختر امام جواد


گشاد در به روی شیعیان ز محنت و غم 
چو بست در به روی انور امام جواد


زآتش ستم و جور و ظلم‌ ام‌الفضل
به خاک تیره بدی بستر امام جواد


فغان كه بعد شهادت، بماند از ره كين
سه روز روی زمین، پیکر امام جواد


چو مشک، خطه‌ی بغداد را معطر کرد
نسیم ، از جسد اطهر امام جواد


السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلایَ یَا ابْنَ رَسُولِ الله وَ رَحْمَةُ الله وَ بَرَکَاتُهُ أَسْتَوْدِعُکَ الله وَ أَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلامَ آمَنَّا بِالله وَ بِرَسُولِهِ وَ بِمَا جِئْتَ بِهِ وَ دَلَلْتَ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ اکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ.