در جام کفر مثل دروغی نهان شدند
انگورها که کام تو را شوکران شدند
آن شب برای اشک شدن بر خزان تو
دل‌های هرچه جام جهان نیمه جان شدند
دیگر فراق دوست، تو را خسته کرده بود
پس دست‌های شوق تو بر آسمان شدند
آن‌گاه با دعای تو، ای مستجاب محض
آن خوشه‌های بی سر و پا امتحان شدند
از سینه‌ات شهادت «آمین» که پرکشید
کروبیان به ساحت دنیا روان شدند
گویا صدای هق هق تشییع می‌رسد
از نخل‌های سبز که امشب خزان شدند
این بار هشتم است که بی‌وقت و ناگهان
مرغان خاک، دست به کار اذان شدند


پیکر نحیف غم، روبه‌روی سقاخانه «از اشک جاری»، لحظه‌ای از سوختن باز نمی‌ایستد. چین‌های ماتم، بر جبین مسجد «بالاسر» و چهره محزون «گوهرشاد» در همسایگی سوز، همه و همه حکایت از فراق خورشید دارند.
امروز، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالای این بنای شهیر، کبوتری نیست که نالان نباشد. بر بالای این بنای غریب، آسمان نیز به اشک‌ریزی ابرها تن داده است. مشهد، شعرهای «دعبل» را به همراه دارد که هم‌صدا با رشته‌های روشن باران می‌گرید. محفلی از مرثیه است و حرم، با تن‌پوشی از رنگ‌های عزلت، هم‌زبانِ غزل‌های اندوه‌زاست.


در «بست»ها، جز مقام پرپر عاشقی، تصویر دیگری چشم‌ها را پر نمی‌کند.
در قاب امروز، توس را می‌بینیم که زهر، چونان تیغ وحشی بر اندامش وارد آمده است.
عصیان آشکار انگور است و به داغ نشاندن سینه چاکان مسیر رأفت. اُف بر این دنیا که حبه‌های زهرآلود را کنار امام روشنی‌ها آورد! آه، ای رقت خراسانی تبار، ای توس سرکرده با عشق!
ای انگورهای نرفته از خاطر!


آه، ای سرزمین توس! چگونه تاب آوردی شمس الضحای بار سفر بسته را؟! شب‌های غریبی زمین، بعد از او فرارسیده‌اند. روزگار پس از او به کدام خورشید، رضا خواهد شد؟!
آه که سوزان‌ترین فریاد از جانب دل‌های سوخته عشاق و از سوی زائران درد و امید است که با حنجره بی‌رمقِ «صحن»، در این سوگ هم‌آوا شده‌اند تا دل‌بستگی‌ها به تکثیر رسند. زائران خونین دل، از فرسنگ‌های دور آمده‌اند تا از نزدیک، فروغ زیبای بهشت را به تماشا نشینند و دل را در حرم نور، به خلعت توبه آراسته دارند.
ای دل، تو هم بیا به زیارتِ فرشته‌های اشکی که به پابوسِ کفش‌داری‌های متبرک آمده‌اند!
بیا و ببین که چگونه بغض‌های حزین زائران، در رکعات «بالاسر» فرو می‌چکد و زیارت وداع می‌خواند.


السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ اللهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِی ابْنَ نَبِیِّکَ وَ حُجَّتَکَ عَلَى خَلْقِکَ وَ اجْمَعْنِی وَ إِیَّاهُ فِی جَنَّتِکَ وَ احْشُرْنِی مَعَهُ وَ فِی حِزْبِهِ مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقا وَ أَسْتَوْدِعُکَ اللهَ وَ أَسْتَرْعِیکَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلامَ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِمَا جِئْتَ بِهِ وَ دَلَلْتَ عَلَیْهِ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ.